۱۳۹۳ آذر ۹, یکشنبه

کنسرتو


کنسرتو قطعه ای می باشد برای ارکستر و یک ساز تنها (سولو) که بیش تر اوقات پیانو و ویولن است و در گذشته برای ارکستر و گروهی کوچک از سازهای سولو (کنسرتو گروسو) بود. یک ویژگی لازم کنسرتو این است که سولیست ها و ارکستر رابطه ی ارباب-خدمتکاری ندارند بلکه در شرایط یکسان با هم رقابت می کنند. این تعریف اشاره ای از خود اسم است که گفته می شود از واژه ی "concertare" به معنی "رقابت کردن" یا "ستیزه کردن" گرفته شده است. البته استخراج دیگری از واژه ی "conserere" به معنی "پیوستن به یکدیگر"، "یکی شدن" نیز پیشنهاد شده است.

تاریخچه

کلمه ی «کنسرتو» در ابتدا برای قطعات آوازی که با همراهی یک ساز یا ارگ تقویت می شد، بکار می رفت تا این قطعات را با سبک آن زمان آکاپلا [موسیقی بدون همراهی سازی] تمییز بدهد. به استفاده از نام کنسرتو برای این قطعات آوازی با همراهی یک ساز در دوره ی باروک بسیار پافشاری می شد. برای نمونه باخ برخی کانتات های خود را کنسرتو نامیده است. از نمونه های دیگر می توان کنسرتوهای کلیسا اثر جووانی و آندریا گابریلی و آدریانو بانچیری را نام برد.
در موسیقی سازی «کنسرتو» برای رقابت متناوب اجرا کنندگان به کار می رود. این سبک که برخی نویسندگان قرن هفدهم آن را «سبک مدرن» نامیدند، یکی از عمومی ترین ویژگی های موسیقی باروک است.

تاریخچه ی کنسرتو پیش از موتزارت به سه دوره تقسیم می شود. باید دقت شود که بخصوص در دوره ی اول استفاده یا عدم استفاده از نام کنسرتو (برای قطعاتی که واقعا کنسرتو هستند) قطعی نیست. چون اسم های گوناگون مانند کانزونا، سونات و سینفونیا بدون تفاوت مشخصی، برای سبک ها و الگوهای متفاوت بکار می رفتند.


1)    دوره 1620-1670: «سونات کنسرتات در سبک مدرن» اثر د. کاستلو به عنوان شروع ادبیات جدیدی به حساب می آید. این قطعه که در واقع یک کانزونا [قطعه ی یک موومانی با بخش های کوتاهی در تقابل کاراکترها] است شامل پاساژهای سولو اکثرا برای ویولن است. این قطعه که می توان آن را یک «کنسرتو کانزونا» نامید بعدها بوسیله ی جووانی باتیستا فونتانا، آنتونیو برتالی، وینچنزو آلبریچی و تارکویینیو مرولا پرورش پیدا کرد.


2)    دوره 1670-1750: در این دوره کنسرتوی باروک به اوج خود رسید. پیشرفت مهم نسبت به دوره ی پیشین جایگزینی ساختار تک بخشی کانزونا با فرمی در سه یا چهار موومان متفاوت و پذیرفتن سبک کامل تر و هوموفونیک با اهمیت ملودیک بیش تر به صداهای بالاتر (زیرتر) است. ادبیات وسیع این دوره خود شامل سه گونه کنسرتو است:
2-1) کنسرتو سینفونیا که بیش تر از تکنیک های تقابل استفاده می کند تا تقابل سازها.
2-2) کنسرتو گروسو که به مسیر اصلی پیشرفت کنسرتو نزدیک تر است. کنسرتو گروسو با استفاده ی گروهی کوچک از نوازندگان سولو با کل ارکستر تعریف می شود.
3-2) کنسرتوی سولو که کنسرتو برای سولیست و ارکستر است. اولین نمونه ی این سبک در کنسرتوهای اپوس 2(Concerti a cinque) توماسو آلبینونی به کار رفته است. کنسرتوهای او معمولا در سه موومان هستند و از پاساژهای کوتاه سولو تشکیل شده است. پیشرفت مهم در این زمینه بوسیله ی جوزپه تورلی حاصل شد. او نقشی مرکزی در پیشرفت همه ی انواع کنسرتوهای باروک در دست دارد. در اپوس 6 (concerti musicali) و اپوس 8 (concerti grossi) او، ویولن سولو اهمیتی برابر با ارکستر دارد. او همچنین فرم استاندارد کنسرتو را در سه موومان آلگرو-آداجیو-آلگرو با اولین موومان در فرم ریتورنلو بنا نهاد. ایده ی تورلی بوسیله ی آلساندرو اسکارلاتی و به خصوص آنتونیو ویوالدی ادامه داده شد. این ایده خیلی زود به دلیل دارا بودن نقش گسترده ی ساز سولو و سبک جدید در زنده دلی و دقت ریتمیک مشهور شد. ویوالدی به عنوان مدل سبک کنسرتو در نظر گرفته می شود.
باخ تعدادی کنسرتوهای ویوالدی را برای ارگ (یا هارپیسکورد) تبدیل کرد. باخ اولین کنسرتوها را برای هارپیسکورد و ارکستر نوشت که با رونویسی از کنسرتوهای ویولن (خودش، ویوالدی و دیگران) شروع  شد. فقط کنسرتوهای او یکی برای هارپیسکورد در دو ماژور و دو تا برای سه هارپیسکورد، قطعات ساخته شده ی اصلی هستند. [از میان 18 کنسرتو برای یک تا چهار هارپیسکورد].
18 کنسرتو ارگ هندل به عنوان آخرین نمونه کنسرتو سولوهای باروک به حساب می آید که در آن مانند سوییت های هارپیسکورد، او موومان های سونات را با رقص ترکیب کرده است (مینوئت، موزت، سیکیلیانو).
در ایتالیا کنسرتو مورد توجه باقی ماند و ویولنیست هایی چون فرانچسکو ماریا وراچینی، کارلو تسارینی، پیترو لوکاتلی و جوزپه تارتینی به تدریج از سبک باروک و کنسرتوهای ویوالدی فاصله گرفتند و به گونه ی جدیدی رسیدند که ویژگی های آن دارا بودن ملودی بیش تر، وجود تم غالبا احساساتی، ساختار واضح هوموفونیک و فرم های پیش از کنسرتوهای کلاسیک است.


3)    دوره 1750-1780 : این دوره تبدیل کنسرتو باروک به کنسرتوی کلاسیک انجام گرفت. در این زمان ابتکار با آهنگسازان آلمانی به خصوص دو پسر باخ بود. کارل فیلیپ امانوئل باخ در موومان اول کنسرتوهای خود از الگویی استفاده می کرد که به طور مشخص سه بخش دارد:
«بخش ارایه (exposition) – بخش بسط و گسترش (development) – بخش ارایه ی مجدد (recapitulation)».
در این اسکیم بخش ارایه، دو بار نواخته می شود: اول به وسیله ی ارکستر و بعد به وسیله ی سولیست. بخش ارایه ی مجدد نیز کوتاه شده ی تم های نواخته شده در بخش ارایه است. یوهان کریستین باخ که از این الگو استفاده می کرد، بیش از هر کسی نیای پیانو کنسرتوهای موتزات و کنسرتوهای هایدن به حساب می آید.

رشد کنسرتو از موتزارت تا امروزه عموما از پیشرفت [سبک] سونات پیروی کرده است و فرم و سبک مهم خود را از سونات گرفته است. اما کنسرتو و سونات هرکدام ویژگی هایی دارند:
-    کنسرتو تقریبا همیشه سه موومان دارد (پیانو کنسرتو برامس اپوس 83 یکی از استثناهاست).
-    موومان اول کنسرتو در فرم سوناتِ تغییر داده شده نوشته می شود. در این فرم بخش ارایه دو بار کامل تکرار نمی شود. بلکه به جای آن اول در فرم مقدماتی و مختصر شده در کلید اصلی توسط ارکستر و بار دوم در فرم کامل با تغییر به دومینانت  توسط سولیست و ارکستر نواخته می شود. فرمی که به آن کنسرتو-سونات گفته می شود.
-    آخرین موومان معمولا در فرم رندو است که کاراکتر سَبُک آن نشان دهنده ی درخشندگی و «پایان خوش» است.
-    سولیست معمولا، کادنزا را در موومان اول، نزدیک پایان بخش ارائه ی مجدد تم اجرا می کند. اما گاهی کادنزا در موومان های دیگر نیز ظاهر می شود که چندان استادانه نیست.
بخش سولوی کنسرتو همیشه در سبک ویرتوئوز سطح بالا نوشته می شود تا برتری و حداقل برابری نوازنده ی تنها، در برابر کل ارکستر را نشان دهد. کنسرتو بر اساس ساز سولو  گروه بندی می شود.

برخی آهنگسازان مدرن ساخته هایی را با عنوان خودمتناقض «کنسرتو برای ارکستر» ساخته اند که کنسرتو بدون ساز سولو است. این تلاش از طرف نئوکلاسیک های دهه ی 1920 بود تا کنسرتوگروسو دوره ی باروک را احیا کنند که در آن نقش سولیست خیلی کم تر از کنسرتوهای مدرن است. می توان به کنسرتو در می اثر استراوینسکی در این سبک اشاره کرد. برخی هم کنسرتینو باروک را معرفی کرده اند که در آن گروهی از دو یا سه ساز سولو با کل به تقابل می پردازند. نمونه ی این کنسرتوها، کنسرتو برای ارکستر اپوس 38 اثر پل هیندمیت و کنسرتو برای ارکستر اثر بلا بارتوک می توان نام برد.


یک نگاه

سبک/فرم
دوره ی مربوطه
ویژگی ها
افراد تاثیر گذار
برخی نمونه ها
کنسرتو
تمام دوران
به خصوص دوره ی باروک به بعد
  • برای ارکستر یا یک ساز تنها
  • رقابت متناوب ارکستر و سولیست (ها)
  • اثر معمولا سه موومانی
  • موومان اول معمولا در فرم سونات
  • آخرین موومان معمولا فرم روندو
  • توماسو آلبینونی (سازنده ی اولین نمونه ی سبک کنسرتو سولو
  • جوزپه تورلی
  • آنتونیو ویوالدی (مدل سبک کنسرتو)
  • یوهان سباستین باخ (اولین هارپیسکورد کنسرتو)
1) چهار فصل - آنتونیو ویوالدی
2) کنسرتو برای دو ویولن در ر مینور - یوهان سباستین باخ
3) ویولن کنسرتو در می مینور - فیلیکس مندلسون
4) پیانو کنسرتو شماره ی 20 در ر مینور - وولفگانگ آمادئوس موتزارت
5) پیانو کنسرتو شماره ی 5 در می بمل ماژور - لودویگ وان بتهوون
6) پیانو کنسرتو در لا مینور - روبرت شومان
7) کلارینت کنسرتو - آرون کوپلند


نوشته های مرتبط
  • تا اینجا هیچ نوشته ی مرتبطی وجود ندارد